مافیا من پارت 1

M.A M.A M.A · 1404/1/8 22:42 · خواندن 3 دقیقه

سلام به همه

برای خوندن پارت اول برین ادامه✨️

من توی بیمارستان بودم که ماریا به سمتم اومد (ماریا دوست صمیمیش بود)

ماریا: الیکا زود باش برو اتاق رئیس آقای رئیس تو رو کار داره!

من به سمت اتاق رئیس رفتم در اتاق رئیس رو زدم و وارد اونجا شدم.

 رئیس: خانم میلر یکی از بیمارای ویژه ما در ایتالیا دچار مشکل قلبی شده است باید به ایتالیا بری!

 الیکا:چشم آقای دیویس.

من از اتاق رئیس بیرون رفتم و آماده رفتن به ایتالیا شدم به سمت پارکینگ بیمارستان رفتم سوار ماشین شدم تا به خونم برسم، وقتی رسیدم کلیدی را از کیفم بیرون آوردم  و داخل در انداختم در را باز کردم و وارد شدم در رو بستم و به سمت اتاقم رفتم چمدون رو روی تختم انداختم تمام لباس های موردنظرم را توی چمدون انداختم و وقتی تمام وسایل مورد نظرم را داخل چمدون انداختم و چمدونم رو بستم و اونقدر خسته بودم روی تخت دراز کشیدم و به خواب فرو رفتم.

صبح چشمانم را باز کردم ساعت6:00 صبح بود از روی تخت بلند شدم و و به سمت دستشویی رفتم و صورتم را شستم از دستشویی اومدم بیرون در رو بستم و یکم صبحانه خوردم لباسم را پوشیدم و آماده رفتن به ایتالیا  شدم چمدونم را برداشتم . از خونه بیرون رفتم و در رو بستم به سمت پارکینگ رفتم سوار ماشین شدم.

ماشین روشن کردم و به سمت فرودگاه رفتم ماشینم را پارک کردم و از ماشین پیاده شدم.

چمدونم را برداشتم به سمت هواپیما رفتم روی صندلی نشستم کمربندم را بستم و هواپیما آماده بود.

و حرکت کرد‌...... وقتی به سمت بالا حرکت کرد همه مسافران کمربند هایشون را باز کردند.

حدود ۲ ساعت هستش که توی هواپیما هستم.

و مهمانداران غذا های رو به مسافران می داد 

غذا لازانیا بود همراه با دلستر و یک دسر چیس کیک

بود. 

خیلی خسته بودم و هنوز خوابم می اومد

شروع به خوردن لازانیا کردم کمی دلستر خودم 

و کمی هم چیز کیک خوردم 

مهمانداران اومدن تا غذا های مسافران را جمع کردن و رفتن خیلی خسته بودم دیگه نتونستم بیدار بمونم

و به خواب عمیقی رفتم..

چند ساعتی خواب بودم که بعد از چند ساعت 

بیدار شدم و دیدم هنوز هم به ایتالیا نرسیدیم

 تصمیم گرفتم که دوباره کمی دیگر بخوابم که وقتی بیدار شدم دیدم نزدیک به ایتالیا شدیم و هواپیما آماده فرود آمادن شد و کمربند هایم را دوباره بستم و مهمانداران آمدند و کمربند تمام مسافران را چک کردند 

هواپیما به آرومی فرود آمد همه مسافران کمربند  هاشون را باز کردند و به آرامی همه مسافران از هواپیما پیاده شدن و به سمت فرودگاه رفتم  و همه مسافران منتظر بودن تا چمدونشون را بگیرن چمدونم را برداشتم 

و یک تاکسی گرفتم که به سمت هتلی که می خواستم بروم به تاکسی آدرس را دادم و به سمت هتل که خواستم رفتم وارد هتل شدم  پذیشگر هتل به من نزدیک شد 

پذیرشگر هتل: خوش اومدید

 من : ممنونم 

پذیرش کلیدی اتاقم را داد و شماره اتاقم هم گفت

(شماره اتاق 406) بل بوی به سمتم آمد چمدونم را به سمت اتاقم برد و رفت من کلید را داخل در انداختم و وارد اتاقم شدم هتل قشنگ و تمیزی بود در اتاقم را بستم و چمدونم را داخل اتاق بردم.

 

پایان...

امیدوارم که از این پارت لذت برده باشید.