مافیا من پارت آخر

M.A M.A M.A · 1404/1/12 20:51 · خواندن 2 دقیقه

امیدوارم از پارت آخر لذت ببریید🦋❤️

لایک کامنت فراموش نکنید 👍🏻😊❤️

بعد از چند ساعت آهنگ قطع شد و کسی نزدیک در اومد احساس وحشت تمام وجودم را فرا گرفته بود .

لوکاس قفل در باز کرد و وارد اتاق شد در بست و جلوی در بست

با نفرت بهش نگاه کردم .

با ناراحتی و افسوس نگاهم کرد 

لوکاس:چون تو نمیخواستی باهاشون این کار نکردم

من: آره تو راست میگی منم تو رو به همین سادگی باور میکنم

لوکاس با خشم و نگاه ترسناک به من انداخت 

لوکاس: چه باور کنی چه نه من این کار کردم 

من: چرا ؟ 

برام عجیب بود که این کار انجام بدهد 

لوکاس : یه چیزی هست که باید بهت بگم 

اما باید قول بدی عصبانی نشی و سرم فریاد نکشی 

و باورم کنی قول میدی؟

من: قول میدم.

لوکاس: من ...... تو رو..

من : بگو تو منو چی؟

لوکاس به سختی صحبت میکرد و به من نگاه کرد و سخت بود که این حرف به من بزند نمی‌تونست

لوکاس: من .. تو.. رو..دوست......دارم

من با تعجب بهش نگاه کردم .

من : چی..؟

لوکاس: خیلی دوست دارم حاضرم بخاطر تو دنیا رو به آتیش بکشم حاضرم بخاطر تو همه رو بکشم

تا تو رو به دست بیارم انقدر عاشقتم که حتی یک نفر به تو نگاه میکنه میخوام بکشمش من عاشقتم

من: اما..

لوکاس: اما چی باورم نمیکنی؟

من: باورت میکنم اما....

لوکاس با غمگینی به من نگاه کرد .....

من: من یکی دیگه رو دوست دارم عاشق یکی دیگم 

لوکاس با خشم نگاهم کرد 

لوکاس: و اون کی هست !؟

من با ناراحتی نگاهش کردم

لوکاس: انقدر دوسش داری..

من: اگه واقعا منو دوست داری پس فراموشم کن 

لوکاس: فراموشت کنم؟

لوکاس نیشخندی به من زد و خیلی خشمگین بود

لوکاس : اینو بدون تو این دنیا هیچکس مثل من پیدا نمیکنی که دیوونه وار عاشقتم باشه اگه واقعا  اونو دوست داری برو به کسی که دوسش داری برو اما بدون پشیمان میشی و اگر هم پشیمان شدی من اون وقت هنوز دوستت دارم .......

لوکاس با غمگینی نگاهم کرد ....

لوکاس: امیدوارم هر جا که باشی در هر مکانی خوشحال باش و بخندی اگر اون کسی که دوست داری اذیتت کرد یا ناراحتت کرد به من بگو ..

من از اونجا دور شدم و برای همیشه رفتم 

لوکاس میخواست گریه کند اما نتوانست فقط  با افسوس منو نگاه کرد و لبخند غمگینی زد

دوستت دارم 

به اندازه تمام ستاره و کهکشان ها دوستت دارم